هرکسی از من درباره ازدواج کردن یا نکردن میپرسید همیشه یکی از دلایلم این بود که «خب تا ابد میخواهی تنها باشی؟ الان جوان هستی و عشق و حال میکنی، مشکلی نداری ۲۰-۳۰ دیگه هم تنها باشی و بچه و نوهای دور و برت نباشه؟» با وجودی که من خودم با تنهایی مشکل زیادی ندارم ولی ترجیح میدهم وقتی بالای ۴۰-۵۰ سالم شد
وقتی گزارش تعارض منافع را برای مجلس مینوشتیم از اول قرار بود جدولی از مصادیق باشد و منتشر نشود. کمکم درخواست کردند توضیحات بیشتری ارائه شود و کمی از راهکارها هم بیاید و بعد منتشر هم بشود! مردد بودیم. نگران از اینکه انتشار آن برایمان مخاطراتی داشته باشد. با این حال من که اهل دل به دریا زدن هستم موا
سال گذشته در یک مصاحبه شغلی برای بنیاد برکت شرکت کردم. در مصاحبه حضوری پرسشگر از بنده پرسید: «شما که مدیریت و سیاستگذاری خوندید چرا مدیر نشدید!؟»
در پاسخ ماندم! دیدم تا کجا در عمق نگاه یکدیگر احمق بنظر میرسیم! اشاره کردم که متولد ۷۱ هستم! چطور مدیر شوم؟ اصلا مدیر شدن مگر دست من است؟ مدیر شدن پیشکش